۱۴۰۴.۱۱.۰۸

صد و سی‌وهفتمین جلسه «مثنوی‌خوانی» با ارائه محمدرضا سنگری، صبح روز چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ در سرای شهید چمران برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی،  بعد از وقفه‌ چند هفته‌ای صد و سی‌وهفتمین کلاس هفتگی مثنوی‌خوانی، با ارائه محمدرضا سنگری، صبح چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ در سرای شهید چمران حوزه هنری برگزار شد.  

آغازگر جلسه مثنوی‌خوانی این هفته، آوازخوانی حشمت‌الله نوروزی بود که با غزلی از حافظ شیرازی با این مطلع همراه شد.

اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی

دِل، بی‌تو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی

دائم، گُلِ این بُسْتان، شاداب نمی‌مانَد

دَریاب ضَعیفان را در وَقْتِ تَوانایی!

دیشَب، گِلِهٔ زُلْفَش با باد، هَمی کَرْدَم

گفتا: «غلطی! بُگْذَر زین فِکْرَتِ سودایی!

این آواز و اشعار موردپسند و استقبال حضار در جلسه قرار گرفت.

شرح غزل در پرتو انتظار مهدوی

محمدرضا سنگری پس از اجرای آوایی ضمن اشاره به تناسب این غزل با ایام ماه شعبان و نیمه‌شعبان گفت: در تازه‌ترین کتاب خود درباره امام زمان (عجل الله)، به ماجرای شاعر نامدار سید حیدر حلی ـ شاعرالحسین و شاعرالمهدی ـ پرداخته‌ام. او روزی تصمیم می‌گیرد از شهر حله رهسپار کربلا شود تا در حرم امام حسین علیه‌السلام شعری را که در طلب تعجیل در ظهور سروده است، بخواند. در میانه راه، سه سوار ناشناس را می‌بیند. سوار میانی جلو می‌آید و می‌گوید: «سید حیدر! شعری را که دیشب گفتی برای ما بخوان.» سید حیدر شعرش را می‌خواند، و آن سوار ـ که سیمایی متفاوت دارد ـ در پاسخ می‌گوید:«دست من نیست…»

سنگری ادامه داد: به راستی، همه هستی در انتظار است. در روایت‌ها آمده است روز ظهور، باشکوه‌ترین لحظه آفرینش خواهد بود؛ پرندگان در لانه‌هایشان و تمام ذرات عالم به وجد می‌آیند چرا که بهترین لحظه هستی، همان لحظه ظهور است.

قصه طوطی و بازرگان

در بخش بعدی این کلاس، سنگری به شرح ادامه‌ داستان طوطی و بازرگان در مثنوی مولوی پرداخت و گفت: بازرگان به خانه بازمی‌گردد و برای طوطی خود خبر را می‌آورد. در اینجا مولوی دو نکته مهم را مطرح می‌کند: یکی، جایگاه پیر و مرشد است که چه جایگاهی دارد ؛ زیرا عارف و سالک الی‌الله می‌تواند در هستی اثرگذار باشد و به اذن خداوند حتی در مقدرات دخالت کند. دوم، موضوع دومی که مولانا مطرح می‌کند مسئله خواب است که از منظر عرفانی، دریچه‌ای به حقیقت غیب است.

خواب؛ جلوه‌ای از وحی

سنگری ادامه داد: عارفان باور دارند برخی از دریافت‌های الهی در خواب روی می‌دهد. خواب، شبیه وحی است. حتی یکی از اشکال سه‌گانه وحی است. در قرآن کریم نیز نمونه آن را در رؤیای حضرت ابراهیم علیه‌السلام می‌بینیم که مأمور به ذبح فرزندش اسماعیل می‌شود.

او سپس اقسام سه‌گانه‌ خواب را چنین برشمرد: نوع اول: خواب بشری من‌الله: بشارتی از سوی خداوند؛ خواب عارفان غار حرای آنهاست که در آن روح در صعود به لوح محفوظ نزدیک می‌شود و از آنجا دریافت‌هایی را می‌گیرد.  نوع دوم: حدیث نفس: بازتاب امور روزمره‌ انسان که از ساحت وهم و خیال برمی‌خیزد. نوع سوم: تأثیر شیطان: القائات تیره و فریبنده‌ای که به اضطراب و آشفتگی می‌انجامند.

این استاد دانشگاه افزود: خواب، افزون بر این تقسیم‌بندی، دو ارزش بنیادی دارد: نخست، آرامش و پاک شدن ذهن از دغدغه‌های روز یا همان روزشویی. دوم، آشکار کردن چهره‌ پنهان ما. رفتار ما در خواب، بازتاب همان چیزی است که در درونمان وجود دارد. کاری که در خواب انجام می‌دهیم اگر در بیداری موقعیتش فراهم شود همان کار را انجام می‌دهیم چون درون ما برای این کار آماده شده است.

وی ادامه داد: به تعبیر مولانا، در خواب همان هستیم که در بیداری هستیم. پس خواب آینه‌ درون است. به باور مولانا، یکی از الطاف الهی همین است که انسان پس از خواب، بار دیگر به زندگی عادی و بیداری بازمی‌گردد و می‌تواند مسیر رشد خود را ادامه دهد.

پایان جلسه مثنوی‌خوانی با قرائت ابیات مثنوی و توضیحات محمدرضا سنگری سپری شد.

خلتم سخریة اهل السمو

از نبی خوانید تا انسوکم

صاحب دِه پادشاه جسم‌هاست

صاحب دل شاه دلهای شماست

فرع دید آمد عمل بی‌هیچ شک

پس نباشد مردم الا مردمک

من تمام این نیارم گفت از آن

منع می‌آید ز صاحب مرکزان

چون فراموشی خلق و یادشان

با وی‌ست و او رسد فریادشان

صد هزاران نیک و بد را آن بهی

می‌کند هر شب ز دل‌هاشان تهی

روز دل‌ها را از آن پر می‌کند

آن صدف‌ها را پر از دُر می‌کند

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha